السيد مرتضى العسكري

544

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

انديشه در عقايد ] مىگويد : « پناه بر خدا ! چه عجيب و شگفت‌آور است اين سخنان ! . . . براستى كه اين جنايتى بزرگ بر عامه مردم و اين امت مرحومه است ، و تكليف بر چيزى است كه در توان ندارند و تحمّلش را نيارند . [ مگر نه آنست كه ] همان ايمان حملى و تقليدى صحابه‌اى كه به درجه نظر و اجتهاد نرسيده و به آن نزديك هم نشدند ، آنان را كفايت كرد ؟ ! . . . » او نظر دادن در اين باره را بر بسيارى از مردم حرام و از گمراهى و نادانى شمرده است . « 1 » از اين رو ، علم منطق نيز نزد ايشان حرام است ، و از روشهاى رسيدن به شناخت و معرفت بشرى به حساب نيايد . با آنكه علم منطق از مشهورترين مقياس‌ها و قديم‌ترين آنهاست ، اين علمى است كه « ارسطو » در كتابى به نام « ارغنون » تدوين كرده و نام آن را علم سنجش و ميزان نهاده است . علم منطق از ديدگاه صاحبان اين روش به تنهائى براى نگهدارى ذهن از خطا و اشتباه در فكر كافى نيست . آنان مىگويند : « بسيارى از انديشمندان اسلام مانند : كندى و فارابى و ابن سينا و امام غزالى و ابن ماجه و ابن طفيل و ابن رشد ، در منطق به برترى رسيدند ، ولى در افكار و آراء و ديدگاهها با يكديگر اختلافات عميق و بنيادين پيدا كردند . پس ، منطق ميزان سنجش حق و باطل نيست . » البته جهت‌گيرى اين گروه در دوره‌هاى اخير ، در برابر علم منطق و كلام ، بسيار نرم‌تر گرديده . مثلا ابن تيميه را در موضعگيرىاش مقابل علم كلام آشفته مىبينيم : او علم كلام را به كلى تحريم نمىكند بلكه اگر ضرورت اقتضا كند و كلام مستند به دلايل عقلى و شرعى بوده و وسيله مرزبندى و جداسازى شبهات ملحدان و زنديقان و خرابكاران باشد ، آن را جايز مىداند . « 2 » او در عين حال ، منطق را تحريم و در ردّ آن رساله‌اى به نام : « رسالة الرّد على

--> ( 1 ) - امام جوينى : « الارشاد الى قواطع الادلة » ، ص 25 ؛ غزالى : « إلجام العوام عن علم الكلام » ، ص 66 - 67 ؛ دكتر احمد محمود صبحى : « فى علم الكلام » مقدمه جلد اول . ( 2 ) - ابن تيميه : « مجموع الفتاوى » ، ج 3 ص 306 - 307 .